|
سوره نساء كتاب جامع حقوق زن
يكي از روشهاي تربيتي در زمينه اصلاح و هدايت انسانها ،الگوسازي
و تمسك به نمونههاي مناسب انساني جهت ارتقاي فردي و رفع اشكالات
شخصيتي ميباشد ، آدمي ميتواند با هم ذات پنداري و همانند سازي با
انسان ديگر ، خود را در او ديده و در مقام مقايسه ، خويشتن را مورد
ارزيابي و كنكاش قرار داده باميلي دروني به كمال ، موانع موجود را
برطرف نمايد و حتيالامكان به غايت انساني نزديكتر گردد .
اين روش تربيتي كه معمولاً به همراه علقه و دلبستگي به ا لگوي
موردنظراست از جذابترين شيوهههاي هدايت و كنترل ميباشد و از
همين روست كه خداوند كريم با معرفي شخصيتهاي برتر تلاش در جهت
ايجاد اين جذبه در سايه عقلانيت مينمايد تا انسانها باور كنند كه
فرزندان بشر با ويژگيهاي انساني يكسان و مشابه ميتوانند به
مقاماتي از قرب و كمال نائل آيند كه تمامي مخلوقات را به تعجب و
شگفتي وادارد پيامبران و اولياي الهي انسانهايي به غايت
دلنشيناند ، به گونهاي كه حتي در بيننده اين شك و شبهه را ايجاد
ميكنند كه چگونه ممكن است يك پيامبر تا اين حد دست يافتني باشد تا
اين اندازه به مردم نزديك شود ، به آنان عشق بورزد و براي هدايت و
راهيابي آنان تا اين حد حريص باشد ؟ از اين رو است كه پيروان ،
بعضاً خود را محو در شخصيت اولياي الهي ميديدند و با اين حس روز
به روز خود را به معبود نزديكتر ديده و معايب فردي را كم رنگتر
مييافتهاند . در اين جا مناسب است قدري به بررسي اين انسانهاي
نمونه پرداخته ويژگيهاي آنان را مورد توجه قرار دهيم .
قرآن كريم براي افرادي كه به عنوان الگو معرفي ميكند ، خصوصياتي
را به طور عام مطرح ميكند و ويژگيهايي را باتوجه به انقضاي هر
عصر طرح مينمايد :
1- اولين خصيصه آن است كه انسان نمونه ، انساني است با تمام
ويژگيها و مشخصات انسانهاي ديگر ، او همانند مثل و عين آنها
ميباشد . بگو من بشري مثل شما هستم كه برمن وحي ميشود اين مثليت
و همانندي مورد تأكيد قرآن است و بارها به آن اشاره شده تا مبادا
انسان تصور نمايد كه مثلاً پيامبر از جنس ملائكه است و يا صرفاً
قالب انساني دارد اما نيازها و خواستههاي آنها را ندارد. چنانكه
قرآن ميفرمايد پيامبر همانند ديگران است ميخورد ، ميآشامد و از
غرايز انساني برخورداراست ، ازدواج ميكند ، دوست ميدارد ، به خشم
ميآيد ، خريد و فروش ميكند ، غمگين ميشود ، طاقت از كف ميدهد
، خشنود ميگردد و … بسياري از صفات انساني ديگر باهمه خواستهها و
يژگيهاي انساني را دارا است .
2- الگو از بين مردم انتخاب شده با زبان آنان سخن ميگويد و
با آنان زندگي ميكند تا جايي كه ممكن است در بعضي افراد ايجاد
حيرت نمايد .
3- انسان نمونه ، خود (( هدايت شده )) است و براي اين
راهنمايي از مردم اجر و مزدي نميخواهد او به خاطر خواهشهاي
نفساني و ارضاي خويش مردم را به سوي خود نميخواند بلكه به دليل
علاقه به مردم و شناساندن حقيقت دوست ميدارد كه انسانها راه درست
را بشناسند و سعادتمند گردند او توقع تكريم و بزرگداشت مالي از
مردم ندارد چه كه در جاي ديگري معامله نموده و اجر خود را از خدا
گرفته است . پس تمام تلاش و هم و غم خود را مصروف گرويدن افراد
بيشتر ميكند . اي مردم از پيامبران پيروي كنيد كساني كه از شما
اجري نميخواهند و هدايت يافته هستند خود پيامبران نيز اذعان دارند
و مصرانه ميفرمايند كه « من براي شما پيامبري امانتدار هستم »
يعني اينان ميبايست اعتماد و اطمينان مردم را به خود جلب نمايند
تا مردم در كمال آرامش و اعتقاد به آنها نزديك شوند و د ر جوارشان
احساس امنيت و آسايش كنند .
4- انسان الگو بايد به مردم علاقهمند باشد بر هدايت آنان پافشاري
كند ، در اين راه صبوري بورزد و جز به فرمان خداوند آنان را ترك
ننمايد ، اين است كه تمامي پيامبران از همه امكانات موجود براي
هدايت مردم استفاده ميكردند و مورد اذيت و آزار مكرر واقع ميشدند
اما همچنان صبوري ميكردند و با روشهاي مختلف با آنان برخورد
مينمودند اين امر در مورد حضرت ابراهيم (ع) به روشني در قرآن مورد
اشاره قرار گرفته كه ايشان با زبانها و شيوههاي مختلف مردم را
دعوت ميكردند و براي آنها طلب استغفار مينمودند تا آن جا كه
ميفرمايد پيامبران اين دلسوزي خود را به مردم نشان ميدادند كه
مانگران آينده و آخرت شما هستيم ، آنها نبايد با مردم تندي كنند و
بايد نرم و مهربان باشند . دريكي از آيات قرآن خطاب به پيامبر اكرم
آمده ، اين از رحمت خداوند است كه تو با آنان نرم و مهربان هستي چه
اگر تو بر آنان سخت ميگرفتي و نامهربان و سختدل بودي ، آنها از
اطراف تو پراكنده ميشدند ( و خداوند اين پراكندگي را نميپسندد )
انسان الگو نميتواند به هرگونه كه ميپسندد با مردم سخن بگويد و
گمان كند مسؤوليت و رسالت خود را به جا آورده است ، افزوني تعداد
گروندگان ارزش مهمي است كه بايد تمام تلاش پيامبر را به خو معطوف
نمايد . بايد زبان مردم علايق و حساسيتهاي آنان را شناخت و به
گونهاي گفت و عمل نمود ( ضمن رعايت ضوابط حق و حقيقت ) كه در مردم
تأثيري بيشتر بگذارد و تعداد بيشتري را جذب كند ، البته مقصود
هدايت مردم با هر روش و شيوهاي براي دستيابي به بهترين نتيجه است
.
يونس ، پيامبر مقرب خداوند بسيار مورد اذيت واقع ميشود به گونهاي
كه سرانجام از مردم قهر ميكند و آنان را ترك مينمايد ، اينجاست
كه خداوند با لحن شديد ميفرمايد : وقتي ذوالنون (يونس) با غضب
بيرون آمد گمان كرد ما بر او قادر نيستم ، … يونس نبايد مردمش را
ترك كند گرچه آنها مسخرهاش نموده يا به شكلهاي ديگر آزارش داده
باشند هرچند نهايتاً توبه يونس پذيرفته شده و نجات مييابد اما
بايد به او تذكر داده شود چانچه به پيامبر اكرم ميفرمايد تمام
پيامبران پيش از تو نيز مورد استهزا قرا رگرفتهاند اما كار شما
نمودن راه است و پيامبران چنان در اين مسير اصرار دارند كه خداوند
با لحن خاصي ميفرمايد : « نزديك است جان خود را بر سرراه هدايت
مردم بگذاري كه چرا ايمان نميآورند درحالي كه تو تنها منذر و
مبشري و برآنان سيطره نداري »
5- از ويژگيهاي ديگر انسان نمونه ، استقلال رأي و نظر است او
دراثر احساس چيزي را انتخاب نكرده كه از سر غليان احساس ديگري سرد
بشود ،او با انديشه و درنگ ا نتخاب كرده و در اين گزينش تحت تأثير
كس ديگري نبوده است ، مستقلاً شناخته و به پيش رفته است تصميم
گرفته عمل نموده ، سرانجام پافشاري ميكند اما شخصيتش سايهاي و
وابسته نيست با هر فراز و نشيبي از راه بر نميگردد چرا كه انسان
متزلزل ، كه هر روز به شكل خاصي درميآيد ، نميتواند مورد اتكاي
ديگران قرار گيرد .
جالب است كه خداوند در قرآن كريم مثل و نمونهاي كه براي انسانهاي
ايمان آورنده ميزند ميگويد :
« دو زن هستند كه كل انسانها به شمار ميروند اما هردو اين زنان
خودساخته و متكي به خداي خويش هستند يكي از آن دو مريم دختر عمران
است كه از مردم گوه عزلت اختيار كرده و به مقام برگزيدگان ميرسد (
بدون داشتن شوي و پدر ) و از عهده مسؤوليت و امتحان بسيار دشواري
كه خداوند بر سرراه او قرار داده سرافراز بيرون آمده همراه پسرش
آيه و نشانه براي عالميان ميشود ، ديگري آسيه همسر فرعون به موسي
گرويده ، در مقامي بسيار رفيع جاي ميگيرد و در نزد خداوند مأوا
مييابد .
6- آخرين ويژگي قابل توجه اين است كه اولياي الهي با مشكلات و
مسايل مردم آشنايي دارند و از همين رو آنچه آنان در مسيرهدايت
ارائه ميكنند به درد حل مشكلات مبتلا به آنان ميخورد ، نه آنكه
بيتوجه به مسايل مردم فقط از عبادت خداوند گفته ، مسايل معضلات و
بحرانهاي مردم را ناديده بگيرند ، مثلاً مردم در زمان شعيب با
مشكلات اقتصادي از جمله مواجه هستند شعيب از آنان ميخواهد اگر
ميخواهند هدايت شوند دست از كمفروشي و گرانفروشي بردارند يا لوط
از مردم زمان خود ميخواهد دست از مفاسد اخلاقي برداشته ، ازدواج
به طريق عرف بشري را پيشه كنند تا شايد نجات يابند . پيامبران
ملزمند منطبق با اقتضائات و ضرورتهاي عصري ، با استفاده از اصول
ثابت به انطباق آنها با نيازها و شرايط زمان بپردازند .
در اين بخش با طرح اين اعتقاد كه حضرت فاطمه زهرا (س) نيز جزو
شخصيتهاي الگويي اسلام شناخته ميشوند ،به بررسي اين ويژگيها در
مورد ايشان ميپردازيم حضرت فاطمه (ٍس) نيز چون ساير انسانهاي
نمونه از بين مردم برميخيزد ، او در بين آنان زندگي ميكند و از
تمامي ويژگيهاي فرزندان بشر برخوردار است . در زندگي با سختيهايي
مواجه ميشود ، با ناملايمات زندگي كنار ميآيد چون ديگر دختران و
بيشتر از آنها به پدرش عشق ميورزد ، همسر و فرزندانش را عاشقانه
دوست ميدارد ، آنان را به جهت معصوم بودن از ابراز محبت خويش
بينصيب نميسازد و فرزندانش را با زيباترين كلمات آرام مينمايد :
« قره عيني ( نورچشم من ) ، ثمره فؤادي ( ميوه دلم )، با همسرش به
غايت مهربان است ، نگران فرزندانش است ، حتي آن گاه كه در بستر
بيماري آرميده است مادرانه دغدغه فرزندانش را دارد هم اويي كه
تسليم رضاي الهي است و مقدرات خداوندي را ميشناسد چون مادري دلسوز
همسرش را از اين تلاطم دروني مطلع ميسازد و سفارش فرزندان و شيوه
نگهداري آنان را به علي (ع) مينمايد مهرش به پدر زايدالوصل است ،
همينطور است مهر پدر به او و اين سخن كه ( فاطمه پاره تن من است )
زبانزد عام و خاص است او در كنار مردم در سختي و راحتي زندگي
ميكند ، مردم رابه خوبي ميشناسد ، آنان نيز زهرا (س) را در كنار
خود ديده ، حضورش را با تمام وجود حس ميكنند به فرزندان و
خانهاش رسيدگي ميكند از فشار امور زندگي رنجور و خسته ميشود .
مسايل اجتماعي و سياسي بخشي اساسي از زندگي او را تشكيل ميدهد ،
نسبت به آنها واكنش نشان داده گاهي تا خشنود و گاه شاد ميشود ، در
كوران حوادث وارد شده پيامدهايش بر او اثر ميكند يعني زهرا (س)
انساني است به غايت انسان با تمايلات نيازها و ويژگيهاي انساني
همه او را ميبينند چه اگر جز اين بود و زهرا دستخوش اقتضائات
انساني نبود چه اجر و فضيلتي بود كه حضرتش در سه روز روزهداري
توشه ناچيز خود و فرزندانش را به مسكين و يتيم و اسير بسپارد و
اصلاً گرسنه نشود و يا ستادن نان از كودك و آموزش مفهوم ايثار هيچ
سختي براي او نداشته باشد ؟
تحمل اين سختيها در مقابل رضاي خداوند است كه موجب اجر و منزلتي
مثال زدني براي ايشان ميگردد . وجود انساني زهرا (س) و برتر از
بهترينها شدن است كه او را به مقامي ميرساند كه عالم و آدم بر آن
مباهات ميكند همه مي دانند كه زهرا (س) هدايت شده است و براي
راهنمايي مردم دغدغه دنيايي نيز ندارد و آن چه او را براين امر
ميكارد علاقه او به هدايت و راهيابي مردم است. حضرت زهرا (س) پس
از پيامبراكرم (ص) در شرايط خاص سياسي كه حضرت (ع) را به جهت حفظ
وحدت به سكوت دعوت مينمايد ، مسؤوليت اتمام حجت و شفافسازي
رسالت پيامبر را برعهده گرفته است . حضرتش در اين مدت چون پيامبران
مورد خطاب وحي واقع ميشود و وظيفه زدودن ابهامها و روشن كردن
حقيقت را برعهدهدارد تا آيندگان نگويند كه حقايق بر آنها مكشوف
نشد ، حضرت زهرا ( س) از تمام توش و توان خود در ايفاي رسالتش بهره
ميگيرد و مهربانانه با مردم سخن ميگويد با حكام به گفتگو و
مناظره ميپردازد مرتباً به مسجد رفته همگان را مورد خطاب قرار
ميدهد به درخانه مهاجر و انصار رفته با آنان از در رحمت سخن
ميگويد ، در خلوت مردم ار دلالت ميكند ، محاجه ميكند ، گلايه
مينمايد ، فرياد ميزند ، نرمي ميكند و البته اين همه از سرعشق
به مردم و نمودن راه حق و حرص بر هدايت آنان است علي (ع) نيز او را
همراهي ميكند ، اما دراينمدت محور حركتهاو جهتنماييها وجود
مقدس حضرتزهرا (س) ميباشد ، آنچه ميتواند حضرت زهرا (س) را
شاهين ترازوي سنجش حق قرار دهد آن است كه از سويي خود انساني باشد
با تمامي ويژگيها، خواستهها و اميال بشري تا بتوان ديگران را با
او سنجيد و از سوي ديگر در سايه اطاعت و بندگي و مردمداري و انجام
وظيفه بتواند به مقامي كه در درك انساني نميگنجد ، نايل آيد .
آن چه ميتواند در الگوگيري از شخصيتهايي چون حضرت زهرا (س) كمك
نمايد ، شفافسازي چهرههاست ، به گونهاي كه هاله قدس اطراف آنها
مانع از ديدن چهرههاي زيباي آنان نشود وقتي او چون ما بود ميتوان
با او رابطه برقرار كرد ، به او نزديك شده ، دراين نزديكي ضعفها
و معايب خويش را ديد و چشم را برديدن اشكالات خويش نيست و سپس از
او درس ايستادگي در برابر گرايشهاي ناصواب را فراگرفت و به
خويشتنداري (تقوي) پرداخت . آن هنگام است كه داشتن الگو ، انسان را
نوراني نموده و به سوي كمال رهنمون ميشود .
آري فاطمه زهرا (س) را ميتوان ديد ، در كنار خود احساس نمود ،
با او زندگي كرد، از رفتارش در جاي جاي زندگي سرمشق گرفت ، با او
بالا رفت و اوج گرفت و افتخار نمود كه فاطمه از ماست و با ما چرا
كه زهرا ي زميني به آسمان پركشيده است و اين است فخر زمينيان
برگرفته از سایت
زنان استان اصفهان |